تبلیغات
علم و دانش - جلوه‌های رازپردازی (سوررئالیسم)
 
علم و دانش
صفحه نخست                 تماس با مدیر                    پست الکترونیک                   RSS                  ATOM
نظرات ()
نوشته شده توسط علم دانش در تاریخ چهارشنبه 14 تیر 1396
پیشگامان هنر نوین در آزمایشگریهای پیگیر و شادمانة خویش از قلمرو یافته‌های مرئی و طبیعی فراتر رفتند نقاشی نوین در روند استحالة واقعیت به انتزاع جهان اشیاء را پشت سرنهاد د رسالهای پیش از جنگ همه‌چیز نویدبخش می‌ نمود؛ ولی در جنگ و پیامدهای آن وضع را دگرگون كرد شماری از پشتازان هنر در جنگ كشته شدند؛ بسیاری به ورطة یأس فرو غلتدیدند؛ برخی علم طغیان براف
دسته بندی عمران
فرمت فایل doc
حجم فایل 52 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 76
جلوه‌های رازپردازی (سوررئالیسم)

فروشنده فایل

کد کاربری 7169

جلوه‌های رازپردازی

پیشگامان هنر نوین در آزمایشگریهای پیگیر و شادمانة خویش از قلمرو یافته‌های مرئی و طبیعی فراتر رفتند. نقاشی نوین در روند استحالة واقعیت به انتزاع جهان اشیاء را پشت سرنهاد. د رسالهای پیش از جنگ همه‌چیز نویدبخش می‌ نمود؛ ولی در جنگ و پیامدهای آن وضع را دگرگون كرد. شماری از پشتازان هنر در جنگ كشته شدند؛ بسیاری به ورطة یأس فرو غلتدیدند؛ برخی علم طغیان برافراشتند؛ و بسیاری دیگر خود را از مسایل اجتماعی یكسره كنار كشیدند. دیدیدم كه از این میان تنها تنی چند از هنرمندان نوین هدفهای پیشین را پی گرفتند.

پس از آن كه هنر از تقلید جهان مرئی سرباز زد شیء بیجان یكسره از قلمرو كاوش روانشناختی و بصری حذف نشد بلكه در سطحی دیگر مورد تجربه قرار گرفت. مواجهة مجدد با واقعیت در ژرفای ذهن صورت پذیرفت؛ یعنی در جائیكه گاه خاطره شیء به سطح می‌آید تا بعنوان تصویر ناب دریافت شود. این تجربه هنگامی به اوج خود رسید كه هنرمند توجهش را بیشتر به شیء منفرد معطوف كرد تا به مجموعة طبیعت و جو پیرامونش؛ و از این طریق او به مفهومی تازه از این جهان اشیاء ره برد. اكنون، هاله‌ای از غرابت‌ و راز، زندگانی خاموش شیء را پوشانید و احساس از ترس یا طنز و یا همبستگی جادویی با جهان اشیاء در هنرمند برانگیخت این دبد وهم‌آمیز- كه بویژه در سالهای بین دو جنگ گسترش یافت- نتیجة آشفتگی روحی هنرمند بود. او خود را در برابر جهانی از هم‌گسیخته، غیرمعقول و یگانه می‌دیدید كه اجزاء پراكنده‌اش مبهم و مرموز می‌نمودند. او ناگزیر به مقابله با این جهان اضطراب‌انگیز می‌نمودند. او ناگزیر به مقابله با این جهان اضطراب‌انگیز می‌بود و تبیین این مقابله شكلی از رازپردازی را می‌طلبید. در اینجا هنرمند دیگر به تجربه‌های« بیان» و

« ساختمان» واقعیت هنری نمی‌پرداخت، بلكه صرفاً واكنش روانی خویش را در برابر واقعیت برونی به تصویر می‌كشید او در توصیف واقعیت درونی به روشها و اسلوبهای گذشته بازمی‌گشت؛ و درواقع از دستآوردهای استادان هنر نوین چشم می‌پوشید. از اینرو، ما گرایشهایی از ایندست را فقط بعنوان حاشیه‌ای بر متن كاوشگری در زبان هنری نوین تلقی می‌‌كنیم. و از این دیدگاه به بررسی آنها می‌پردازیم.

سرچشمة این گرایشها را می‌توان در شیفتگی به هنر جادویی كهن یافت. از 1890 به بعد حساسیت به هنر ساده و خامدستانه پیوسته فزونی گرفت. پس از شناخت ماهیت هنر بدوی توسط گوگن، توجه هنرمندن مختلف به مظاهر گونه‌گون این هنر افزایش یافت. واقعگرایی بی‌پیرایة الواح‌نذری و بازنمای قدیسان، پیروان گوگن را واداشت تا نظیرهمان سادگی و خامدستی را در طرح‌های خود نشان دهند. نقشپردازی انتزاعی و رنگآمیزی جسورانة هنر عامیانة باواریایی و روسی، كاندینسكی را در راه رسیدن به نقاشی انتزاعی مطمئن‌تر كرد. موج اشتیاق به بیان هنری اعصار آغازین رفته‌رفته بالا گرفت. در دهة آخر سدة نوزدهم نقاشی كودكان« كشف» شد. چندی بعد بال‌كله ویژگیهای صوری طراحی و نقاشی كودكان را اساس كار خود قرار داد. قوم‌شناسان برارزش هنری« مدارك» تجسمی اقوام بدوی تأكید كردند؛ و پیكاسو و كرنشر بیش از سایرین در آزمایشگریهای خود از این آثار بهره جستند. باستان‌شناسان و پژوهندگان عصر باستان، زیبایی پیكره‌سازی دورة«‌ آركاییك» یونان را نابترین بیان اندیشة یونانی بشمار آوردند. پیكاسو به این نتیجه رسید كه تعالی جادویی مجسمه‌های ابیریایی كهن و اهرمین‌گرایی هنر آفریقایی ریشه‌های صوری مشترك دارند. بدینسان ، ذهن هنرمندترین در پس آثار بدوی اهنریمنی و كهن وش وحدت جادویی كهن میان انسان و محیطش را احساس كرد. شوق بازگشت به این دنیایی جادویی از تمایلی رمانتیك سرچشمه می‌گرفت كه در چارچوبة اتباتگرایی سدة نوزدهم مجالی برای خودنمایی نمی‌داشت؛ ولی اكنون در شرایط فكری و روحی سدة بیستم بارز می‌شد.

در جریان این كندوكاو افسون‌آمیز در پی كیفیت رازگونة اشیاء برخی از نامهای كمابیش فراموش‌شده از نو بر سر زبانها افتادند. اكنون استادانی چون جتو، اوچللو، و پیرودلا فرانچسكا از پس قرون سربرآوردند. اینان سازندگانی بزرگ بودند كه معماری بی‌پیرایه‌شان كوبیست‌ها را شگفت‌زده كرد؛ ولی در عین حال« بدوی» های اصلی نیز بودند كه حس زیبایی صورت ناب را بطور طبیعی با احساس از كیفیت جادویی اشیاء درآمیخته بودند. استادان ایتالیایی نامبرده، كیفیت ذاتی اشیاء – و نه شكلهای بصری تصادفی آنها- را از جهان مرئی بیرون كشیده‌بودند. اینان می‌كوشیدند در نقاشیهای خود همراه با توصیف صوری شیء مرئی انگار خویش دربارة شیء را نیز ارائه كنند. اینان تصور یا ایماژ شیء را با تعریفی كه از آن داشتند، انطباق دادند. این تجربة بصری دوران« پیش از رافائل» راه بر هنری گشود كه تمامی جنبه‌های بدویت و آفرینش خودبخودی را در خود داشت.این هنر- به رغم آنكه در زیر لایة فوقانی فرهنگ پنهان شده‌بود- در دنیای غیر حرفه‌ایها، مكتب‌ندیده‌ها و « نقاشان یكشنبه» به زیست خود ادامه داده بود. برخی از هنرمندان سدة بیستم در واقعگرایی خام و سادة نقاشان مزبور، بیان معاصر« واقعیت برتر» را یافتند.

نقاشی حرفه‌ای به لحاظ ماهیتش همواره ورای نیروهای سبك‌آفرین تاریخ و جامعه تحول می‌یابد.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : علم دانش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :